شعری راجع به نوروز

برخیز که عید آمده، ایّام بهار است هنگام ظهور چمن و نقش و نگار است
هستی چو تکانی به خودش داد، چه دل بُرد! این رقصِ زمین است که در گِردِ مَدار است
بلبل به غزل خوانیِ خود، گرمِ ترانه ست موسیقیِ متنِ مجلس از چه چه سار است
سوغاتی نوروز همین بزم جهان است زیبایی آن بیشتر از گفت و شمار است
عید آمد و سیب و چرخش و تحوّل سال شادی همه، خواهشم از محضر یار است
سروده: محسن جاویدنیا
هستی چو تکانی به خودش داد، چه دل بُرد! این رقصِ زمین است که در گِردِ مَدار است
بلبل به غزل خوانیِ خود، گرمِ ترانه ست موسیقیِ متنِ مجلس از چه چه سار است
سوغاتی نوروز همین بزم جهان است زیبایی آن بیشتر از گفت و شمار است
عید آمد و سیب و چرخش و تحوّل سال شادی همه، خواهشم از محضر یار است
سروده: محسن جاویدنیا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:47 توسط حسين فرجي
|
وبلاگ گروه آموزشی ادبیات فارسی شهرستان داراب جهت ارائه مطالب مفید ادبی به بازدید کنندگان راه اندازی شده است.