شعر صبر کن!
صبر کن، عشق تو تفسیر شود، بعد برو
یا دل از ماندن تو سیر شود، بعد برو
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
باش با چشم خودت خاطره ای سبز بگو
نکند چشم تو دلگیر شود،بعد برو
عشق هم فرصت لبخند تو را می طلبد
خنده کن عشق،نمک گیر شود،بعد برو
خواب دیدم که دلی دست به دامان تو شدصبر کن، خواب تو تعبیر شود، بعد برو
ای کبوتر به کجا؟یک دو نفس صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
باش،با دست خودت آئینه را پاک بکن
نکند آئینه دلگیر شود بعد برو
یک نفس حسرت لبخند تو را می بارد
خنده کن، عشق نمک گیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی،بغض خدا می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه، سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 9:27 توسط حسين فرجي
|
وبلاگ گروه آموزشی ادبیات فارسی شهرستان داراب جهت ارائه مطالب مفید ادبی به بازدید کنندگان راه اندازی شده است.